تبلیغات
زیر پوست شهر - دو ساعت طلایی برای باطل شدن نسخه شبانه

به نام خدا

زیر پوست شهر
امروز   به وبلاگ  زیر پوست شهر  خوش آمدید


¿دو ساعت طلایی برای باطل شدن نسخه شبانه
دوشنبه 11 تیر 1386
پنج شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶

معادله ساده ای نبود.بازی‌های سیاسی و فشاری كه در دو روز گذشته بر شورای شهر تهران وارد شده بود، چیزی كمتر از انتخابات ریاست‌جمهوری نداشت.

اصولگرایان تندرو تمام توان خودشان را برای برداشتن رقیب جدی كه از قضا لباس اصولگرایی به تن داره ،انجام دادند.شاید میون اون همه اضطراب و فشار سیاسی ، تنها صحنه‌هایی كه تا مدتها در ذهن خبرنگاران خواهد موند،حاشیه های جالب این دو روز بود:

روز اول

1)قلم  برنامه های  بیادی برای شهرداری .شباهت بسیاری به قلم زریبافان و حتی بذرپاش داشت كه در نهایت سبب شد تا بیادی و تندروها در شورا در برابر این پرسش قرار بگیرند كه چطور شهردار آینده حتی نمی تواند رئوس مطالبش را بنویسید.بیادی به كتایه در برار این سوال من گفت:" بگذار هر كی هر چی می خواهد بگه ،مهم نیست.بقیه زیاد حرف زیادی می‌زنن."

البته جواب حمزه شكیب قشنگ‌تر بود:"والا اون چی كه ما دیدیم بیادی به زبون خودش حرف زد."

پرسیدم به قلم خودش هم ، كه شكیب خندید و گفت والا اون رو دیگه نمی دونم.

2) به خادم گفتم جناب خادم چی توی خودتون دیدید كه احساس كردید در قد و قواره یه شهردار هستید؟خادم هم تاكید كرد كه چهار سال سابقه مدیریت توی شورا رو داره.( البته دبگه رومون نشد بهش بگیم عچب سابقه قوی و دهن پركنی)

اون به این سوالم كه آیا وقتی در برابر قالیباف قد كشی می‌كنید به این معنا است كه نقاطی كه شما به عنوان نقاط قوت خودتون نام می برید،به عبارتی نقاط ضعف قالیباف هست،گفت:"من شخصیت مستقلی هستم به نام "خادم"

در همین موقع بود كه چمران دست خادم كشید و از میون حلقه خبرنگارها نجاتش داد كه دم در آسانسور به خادم گفتن كه " مگر آقای چمران بتونه شما رو نجات بده!! امیدورایم همیشه زیر سایه ایشون بتونید زندگی كنید " كه اون هم به خبرنگارها گفت فعلا كه زیر سایه ایشون زندگی می كنیم.

3) چمران حاضر به دادن هیچ جوابی به خبرنگارها نبود، تنها موقعی كه از جلسه خارج شد ،در برابر همه سوال های بچه ها تنها یك جواب داد:" باشه برای فردا "

پرسیدم در محافل سیاسی می‌گن كه بیادی با سهم‌خواهی ناشیانه ای كه از دولت كرد،"مرگ سیاسی " خودش رو رقم زد كه چمران در حالی كه داشت در آسانسور بسته می‌شد ،گفت:"سهم خواهی هم باشه برای فردا"

روز دوم

شنیده های بچه حكایت از یك معامله جالب بین اصولگرایان تندرو حامی دولت داشت.

شنیده می شد كه در جلسه شب گذشته اصولگرایان تندرو به دو احتمال رسیدند وتصمیم گیری كرده بودند.اگه بیادی می تونست قوی ظاهر بشه كه حمایت تیم تندرو رو به همراه داشت اما مهم تر اینكه اون ها هم این احتمال را داده بودند كه بیادی شانسی برای بردن نداره به همین دلیل نسخه دومی هم پیچیده شده بود:" اگه بیادی از میدون كنار رفت تمام حامیان دولت باید به "خادم" رای دهند."

این تصمیم مخالفت جدی چند تا از بدنه جناح رو داشته اما با این حال به این نتیجه رسیدند كه این بهترین راه حل ممكن هست .و اینكه شاید تصور می كردند كه با "خادم راحت‌تر از قالیباف می تونن به تفاهم برسن."

صبح چهارشنبه

چند تا اتفاق به ظار ساده اما تعیین كننده:

1)      دعوای لفظی بیادی و خادم ( نگرانی بیادی از تصمیم دیشب )

2)      گفتگوی دو نفره ساعی و خادم (پشت كردن عضو چهارم اصلاح‌طلب به هم طیف‌هاش با رای به خادم) 

3)      سرانجام هم با كنار رفتن بیادی دو رقیب اصلی مشخص شدند و نسخه دوم شب گذشته به اجرا گذاشته شد: 

4)      7 رای خادم : خودش، دانشجو،شكیب،پروین احمدی‌نژاد ،ساعی ،حبیب كاشانی ،چمران 

5)      7 رای قالیباف : طلایی ،آباد ،دبیر،نجفی ، مسجد جامعی،ابتكار ،شیبانی 

6)      1 رای سفید بیادی كه نه روی برگشتن به طرف قالیباف رو داشت و اون‌قدر عصبانی كه حاضر نبود رایش رو به صندوق گروهی بندازه كه به خاطر منافع تندروها حاضر شدن بهش خیانت كنند. 

همه این ماجراها هم سبب شد تا مهره تعیین كننده از ساعت 12 تا 2 فكرهاش رو بكنه و به سوی تیم قالیباف بیاد تا بازی 7ـ 7 سبب نشه تا نقشه ای به نام گزینه" شهردار سوم" برای رفع بن‌بست مطرح شود.

باخت خادم : خادم دچار توهم شده بود .دو پیشنهاد دولتی ها سبب شد كه فكر كنه می تونه مهره قوی سیاسی باشه و نقش آخر این صحنه رو بازی كنه. خادم پس از اونكه پیشنهاد رییس سازمان تربیت‌بدنی شدن رو كه از سوی تندروها بهش پیشنهاد شده بود(در ازای شهردار شدن علی‌ آبادی ) رد كرد ،در برابر پیشنهاد دوم نتونست مقاومت كنه و فكر كرد كه با حمایت اون ها می تونه  روی كرسی شهرداری بهشت تكیه بزنه!!؟

7)      به هر حال بازی نهایی رو مثل همیشه چمران كرد و تصمیم تعیین كنندش در دو ساعت طلایی تونست تمام نقشه های سران اصولگرا رو به آب بده . 

8)      البته این رو فراموش نكنیم كه چمران یك جورهایی هم خیلی ناراحت بود .شاید بشه حدث زد كه دوباره در آخرین لحظه به وعده‌های جدید تندروها پشت كرد و به تیم رقیب پیوست .این جور مواقع دیگه نمی شه ناراحت نباشی چون احتمال زیادی برای تلافی بد از سوی بعضی‌ها وجود داره .

9)      و آخر ماجرا شهردار تهران تونست دوباره به طبقه 8 بهشت بره، جایی كه شاید به خاطر فعالیت های مثبتی كه توی این دو سال كرد،حقش بود اما بازی‌ها و فشارهای سیاسی سبب شد تا مجبور شه  این بازی‌ها رو به نظاره بنشینه تا در نهایت با باخت رقیب راهی دوباره بهشت بشه 

نوشته شده در پنج شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ و ساعت 13:50 توسط : صبا آذرپیک

نوشته شده در دوشنبه 11 تیر 1386 و ساعت 05:07 ق.ظ توسط : saba azarpeik
ویرایش شده در - و ساعت -