تبلیغات
زیر پوست شهر - اعتراض به اعتراض

به نام خدا

زیر پوست شهر
امروز   به وبلاگ  زیر پوست شهر  خوش آمدید


¿اعتراض به اعتراض
شنبه 23 تیر 1386

یكمی دیر شد این مطلب، به خاطر درگیری‌هایی بود  كه از چهارشنبه تا حالا گرفتارم كرد.

نشست انجمن صنفی تشكیل شد .خیلی ها اومده بودند تا بگن نمی تونن با این وضعیت هر روز صبح رو آسوده خاطر شروع كنند ....توقیف هم میهن كه  "بعضی  دوستان خوش بین به چراغ سبز قاضی متضوی هستند" تا فیلتر ایلنا همه و همه دغدغه های بچه‌ها بود.. اما اونچه بیشتر از هر چیز چهارشنبه دل روزنامه‌نگارها را آزرد نه توقیف و فیلتر كه یك دست نبودن خود روزنامه نگارها بود.

یك‌رنگی از دست رفته‌ای  كه عیسی سحر خیز تعبیرش كرد به ترس كارفرما از حاكمیت و تن ندادن به منافع روزنامه‌نگاری ایرانی : اینكه حتی شده یك پاراگراف از روزنامه را سفید بگذاریم در اعتراض به خودسانسوری هایی كه روزنامه‌نگاران به اون تن داده اند.یا یك نوار مشكی بر ابتدای صفحه روزنامه‌ها تا اعلامی باشه در به عزا نشتن جامعه مطبوعات از ظلمی كه سانسورچیان به این عالم روا می دارند یا چاپ نكردن حرف و تصویر افرادی كه دشمن آزادی مطبوعات محسوب می‌شن .... تمام راه كارهایی كه روزنامه نگار كارگر به خاطر منافع  صاحب امتیاز كارفرما هیچ وقت نتونسته در اعتراض به خفقان مطبوعات اجرا كنه .....

یا شمس الواعظینی كه بیش از اونكه دل نگران توقیف هم میهن و ایلنا باشه از رفیق نیمه راه بودن  رفیق‌های قدیمی خودش ناراحت بود : در مجلس عزایی حضور داریم كه صاحب عزا خودش نیومده .... روی تابوتی داریم گریه می كنیم كه اصلا مرده‌ای توش نیست .... چطور وقتی صاحب عزا ،عزادار نیست از این همه روزنامه نگار می خواییم كه بیان و عزاداری كنن.... ای كاش خود بچه های هم میهن و از همه ممهتر كرباسچی و عطریانفر و قوچانی اون قدر ارزش قائل می شدن كه خودشون توی مراسمی كه به خاطر حمایت از اون ها تشكیل می‌شه شركت می‌كردن .....

این‌ها همه گلایه‌های شمس بود ... از كم بودن تعداد بچه‌های هم میهن .... كه البته باعث شد زید آبادی هم از سوی تحریریه هم میهن پاسخ هایی برای توجیه این ماجرا بیاره ...

این وسط هم بچه‌های ایلنا  در اعتراض به اینكه انگار همه عزای هم میهن رو گرفتن و كسی به فكر حق ضایع شده بچه‌های این خبرگزاری نیست جلسه را ترك كردند ....

نمی‌دونم  كار بچه‌های هم میهن درست بود یا نه ... از سویی تصور می شه كه به چراغ سبز "قاضی  توقیف كن " باید امید داشت و شاید از این رو هم میهنی ها صلاح دیدن كه نیان تا بتونن معامله را با طرف مقابل جلو ببرن ...چون از هر چیزی مهم تر باز شدن روزنامه است  نه یك تجمع اعتراض آمیز ....

از اون طرف هم رونامه نگارانی كه شاید خیلی‌هاشون با این تیم رابطه خوبی نداشتن جمع شده بودن كه تنها اعلام كنن كه هر جایی بشن و با هر تفكری قلم بزنن ... زور و خفقان را بر نمی تابن ...

به قول مزروعی چه می خواد كیهان باشه و چه هم میهن ...

نوشته شده در شنبه 23 تیر 1386 و ساعت 09:07 ق.ظ توسط : saba azarpeik
ویرایش شده در - و ساعت -